من، مثل هیچ کس نیستم.
وقتی فکر می کنم، خاطراتم، مثل یه فیلم قدیمی و غمناک،
از همون فیلم های آشفته و سردرگم اعصاب خورد کن،
از جلو چشمام می گذره.
یه دنیا دل تنگی، دل شکستگی ...
مثل هیچ کس دیگه.
شاید به زور بشه از ته دل خندید!
چرا اینجوری شدم؟
من که یه عمر دم از اخلاق و خوبی و پاکی می زدم!؟
کجا رو اشتباه رفتم؟
وای!
تف به هر چی افسردگی و دپرسی و غم و سیاست و رفاقت و مرام و ایناست.
اصلا به درک ...