در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

عفریت

خدا، ناجور پی آرامشت می گردم و نمی جویم ... 

اینجا کجاست که از پی گرداب نیستی اش، 

بی اختیار به سوی عدم روانه ایم!؟

نظرات 3 + ارسال نظر
ع.خ 1388/12/25 ساعت 21:40 http://www.jump.blogsky.com

گفتند یافت می نشود جسته ایم ما گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست...مرد و یافت.شاید

سلام! ممنون که سر زدی.

خواهش می کنم

زریر 1388/12/26 ساعت 18:43 http://saansiz.ir

سلام داداشی غصه ها
بی وفا خوب رفتی و رنگ زدی به هرچی آبی بود.
خوشحالم که اومدی.
اشکال نداره بازم بیام اینجا؟

Chera ke nashe?
Donyast dge,
ye ruzayiam in sheklie ..

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد