در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

Panorama

چه با من بی انتها، 

این سال های بی نگاه را نگریستیم. 

تو در من گم شدی یا من؟ 

یا شاید یادشان رفته زمستان چه رنگی است! 

تمام می شود، شبی ... 

که از هیچ صبحی متولد نشده است. 

 

خیلی کمرنگ خواستم ببینم کسی تو لود شدن بلاگم یا تو قالبم مشکلی نداره؟

نظرات 5 + ارسال نظر

تغییر قالب مبارک!!خیلی کمرنگ میگم که نه هیچ مشکلی نیست!!
راستش خیلی مبهم بود..الان که چیزی نفهمیدم..دوباره میام شاید فهمیدم!!

تغییر که دو تا عکسه فقط
مرسی

shahrzad 1389/01/26 ساعت 14:19 http://discography.blogsky.com

na besiar khube.tavalod ha bedoune hich zamineii haghighat daran!

کلافه ام هنگ ام ویرون ِ ویرون/حال حرف زدن ندارم/اومدم همینارو بم فقط و / سلام و مرسی که اومدی و این چیزها..

valla chi begam
khahesh mikonam

و آخ! کاش دیگر نه روزی متولد بشود.نه شبی!ما خسته تر از آنیم که بخواهیم هر روز تولدی را جشن بگیریم.

متشکرم

لونا 1389/01/27 ساعت 14:13

نمی دانم چه می خواهم بگویم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد