در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

Modern Reflect

همه چیز با یک نظم خاص، ...  

دچار به هم ریختگی مدام است. 

مثل رنگهای در هم یک تابلوی نقاشی پست مدرن!

نظرات 22 + ارسال نظر

سلام
وب جالبیه. و همینطور نگاه وذهنیت جالب تر
موفق باشید

متشکرم.

سحر 1389/02/31 ساعت 14:43 http://www.pinupgirl.blogsky.com

البته همین به هم ریختگی هی و بی نظمی ها گاهی یه شاهکار خلق می کنه

بله، البته!

لونا 1389/02/31 ساعت 16:54

افکار من هم دچار این به هم ریختگیست.

گاهی زیباست ... نه؟

ریحانه 1389/02/31 ساعت 18:14

من عاشق این به هم ریختگی هستم..
این به هم ریحتگی با نظم بی نظم رو دوست دارم..
پر از تضاده..و من عاشق تضاد..
مثل سیاه و سفید..مثل قرمز و مشکی

معرکه است ...
رنگ های وبلاگم رو نام بردی،
اگر عمدی بود ازت تشکر می کنم.

من هم این تضاد فوق العاده رو دوست دارم.

ریحانه 1389/02/31 ساعت 19:36

من همه ی حرفام عمدیه..
غیر عمدی هیچ وقت حرفی نمیزنم..
اما کنایه هم نمیزنم...
رک غیر مستقیمم..

به هر حال ممنونم.

سلام دوست عزیز
خوشحال میشم من رو لینک کنی
بعد من رو خبر کن تا من هم شما رو لینک کنم....

خسته نمیشی؟
تکراریه این کامنت رو بیست دفعه است گذاشتی ...

خب بطور طبیعی فکر می کنم بدونی که عاشق مینیمال ام /اونم با این عمق و ساختار
-
تصدقت

بطور طبیعی می دونم.
متشکرم از لطفت

از آشفتگی خوشم میاد
ویه حس نابهنگام....

حس نابهنگام؟

متشکرم.

لونا 1389/02/31 ساعت 23:51

چرا که نه .اگه این به هم ریختگی ها نبود من هم چون دیرانی می زیستم

مرسی لونا

در نوشته های شما این به هم ریختگی زیبا مشهود است.

مثل ذهنم ...
مرسی از توجهت

این روزها در عین نظم شدیدی که در کارهام دارم بیشتر از این نمیشد بی نظم باشم!!!دوست ندارم !

واقعا داشتم فکر می کرد چرا و یا اینکه حالا چرا دوست نداری؟
... دلتای بی نظمی دنیا مثبت است ( آنتروپی ) ،
خس عالم و آدم نمی گزد ...
تو ماتم گرفته ای؟

ساقی 1389/03/01 ساعت 00:16 http://f21.blogfa.com

همون بهم ریختگی رنگها توی تابلو نقاشی ِ که به تابلو جذابیت میده !! کلا بهم ریختگی بعضی جاها به درد بخوره ..

کلا استقبال شده از این بهم ریختگی در مجموع ... جذابیت، یک معیار متغیر است. انقدر بهم ریختگی دارم که ... همه اش در تک تک کلمات آوار شده روی سر نوشته های بی زبانم ... دادم دست زمان!

عالم....هوم ...بد نمیگویی...پس نظمم دیگر چیست!!!همان با بی نظمی بسی میشود حال کرد!!منظورم این بود که این تضاد را دوست ندارم!

ما پس تا حالا چطور حال کرده ایم؟
باور کن خیلی ها مثل همیم ... با تضاد های روزانه، ...

گاهی همه چیز شبیه فیلم نامه های چارلی چاپلین است!

مرسی که هنوز /با مائید
درود

هر از گاهی نوشته هات خوب هم هستند :) دوست عزیز!
شوخی می کنم.

خوب بود این دوسش داشتم

نظر لطفته

ریحانه 1389/03/01 ساعت 08:59

وهم و مرموز بودن رو در عین سادگی دوست دارید؟
من عاشقشم...
شده باشد اما در عین حال پیچیده..
هیچ وقت دوست نداشتم کسی دستمو بخونه..
وهم قلب و وهم زندگانی من نیز به همین علت هست
ممنون از توجهت

چرا که نه!
خواهش می کنم.
مرسی که میای

شبنم 1389/03/01 ساعت 09:05 http://blur.blogsky.com

منم موافقم .

:)

داشتم به نوشته ات فکر می کردم به عقیده من خدا همه چیز را با یک به هم ریختگیه حرفه ای خلق کرده...
اما چون بسیاری از آدما از این نام هراسناکند آن را نظم نامیدند
شاید هم فکر کردند نباید خدا را اینگونه معرفی کرد...

من کاملا حرفت رو قبول دارم. نظر من، سبک من، همینه

به شخصه اگه چیزی به اسم بهم ریختگی وجود نداشت
منه الاغ تا حالا صد و دوازده بار خودمو خونی کرده بودم.

این تعبیر خودش یک دنیا به هم ریختگی بود!

لینکت می کنم

مرسی ... منم همینطور

آره .می‌شه کوله پشتی‌ من رو توش پیدا کرد؟

... :)

esperanza 1389/03/02 ساعت 01:19

"همه جیز با یک..."
این یکی واقعا اترنال بود!
ممنون از کامنت خوبت.

- ایترنال | منم متشکرم. | نوشته هات قشنگ بود.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد