دیروزهای ما چه زود گذشتند و چقدر کش آمده اند تا همین پناه گاه من، روزی که قطاری از دیواری گذشت و این شد، دنیای آشفته تازه ای برای دیدن چیزهای خیلی زیادی از تاریک خانه های بی سرانجام نیستی و سقوط. و صدای تو که هنوز در یادم مانده است که : « من هم می خواهم! » و چقدر ساده همین چند واژه کوچک، مرا به خیال اقاقی ها برد باز. همیشه تصویر این خاطره روشن از میان هزار توی خاطرات رنگ و رو رفته ام، به جای خواهد ماند.
و چقدر خوشحال بودیم. چقدر ساده شب های بعد از آن رنگ و بوی همان روز ساده گرفت! دنیا گاه خیلی خیلی کوچک می شود. حالا خیلی وقت ها تصویر مات یاد می آید در هجوم پلک های من ... خلاصه می شوم در همین! در همین تصویر سیاه و سفید، که قطاری از دیوار بیرون می زند. راستی خیلی حرف های همیشه سایه ها، همین طور آرام آرام از حضور آدم می گذرند.
+ زندگی چقدر فرق داشت اگر چیز دیگری میشد. چیزی مثل همین پرده ساده! و همان کافه قدیمی کنار دیوار « Cafe De La Care MONTPARNASSE » چقدر حال و هوای دیگری می گرفت. با پنجره هایی به سبک کلیساهای دوره بیزانس.
+ این لحظه ها را از همیشه بیشتر دوست دارم. حالا دیوار من، دیگر سفید و بی انتها نیست. گاه گاهی قطاری از روی آن هم عبور می کند. حالا، خیلی چیزها عوض شده است ... خیلی چیزها!
شرط می بندم من فقط راهی بودم که تو باید از من رد میشدی!!
منظورتون رو متوجه نشدم!؟
خدا مثل همین قطار بهت نگاه میکنه.
شایدم
سلام ..
سلام
ما برای رسیدن به نقطه پایان باید از زندگی عبور کنیم و زندگی هم از ما.
:) متشکرم ...
متوجه شدین منظورمو؟؟
بله البته ... ممنونم.
لینک :)
و فردا هم خیلی چیزهای دیگه عوض میشه دیگه شاید دیواری شبیه به دیوارهای دورهٔ بیزانس که تو کوچه پس کوچههای این شهر تنگ هست شاید دیگه نباشه شاید این کهنه بودنهای صمیمی.این قطارهای رنگ و رو رفته شاید فردا کافهای دنج حتا برای خوردن یک قهوه هم نباشه
اینم میشه دیگه ... | ممنونم
خیلی چیزها عوض شده ، خیلی ها هم عوضی شدند ، تو اما هنوز هوای همان دیوارها و قطار ها را داری .. خیلی خوبست ، خیلی خوبی ..
ما هم گاه دچار خماری می شویم!
... اغلب به این جمله خیلی چیزها عوض شده است، توجه بیشتری داشته اند!
متشکرم.
زندگی همینه گاهی..!
:)
اما همه چیز قدیمیش قشنگ تره...
عوض شدن خیلی چیزا نشونه ی خوب بودنشون نیست
و من هرچی نگاه میکنم انگار گذشته ها زیبا ترن
خیلی چیزهای گذشته ها رو دوست ندارم ... | و خیلی چیزهای حالا رو