در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

ریتم شبانه کولی ها

هیچ وقت نفهمیدم چرا خنده آدم ها را باور نمی کنم. برای من سایه ها همیشه سایه اند، بی هیچ احساسی آنگاه که هیچ وقت تو را نمی فهمند و تنها خیال خودشان است که تا هر جا که بخواهد سکوت می کند. دلم را می زند نگاه های مسخره دیوانه های مدام را، در تلالو هزار دریای ویترین های نورانی شب هنگام. برایم همه چیز تازه می آید، نگاه هایی که تا عمق آدم، تلخی می کارد و هیچ وقت هیچ چیز جالبی را در آن نمی توانی ببینی. خسته ام، ... از چیزی که نیستند، از همان خالی ترین نگاه شب هنگام الکل ها و کفش های پاشنه دار! از بوی رقت آور تریاک، ... از آدمها، می ترسم!

نظرات 19 + ارسال نظر

شب که می‌شه تمام این بو ها می‌پیچه تو گوش کنار مغزم

چه سرد است، وقتی رویات، خاکستر می شود و دود می شود لای دست کسانی که هیچ چیز نمی فهمند.

ساغر 1389/04/05 ساعت 23:42 http://www.tintless.blogfa.com

نمی دونم.شاید خنده دار باشه ولی طرز نوشتنت یه جوری بود که این فکر رو کردم!

دقیقا از کدوم نوشتم؟ جالب بود! به فرانسوی ها یا فرانسه نشین ها؟

سحر 1389/04/06 ساعت 00:32 http://www.pinupgirl.blogsky.com

همیشه از خنده ی آدم ها می ترسم. دست خودم نیست

حرف نوشته را زدی

آرمین 1389/04/06 ساعت 00:44 http://moka.blogsky.com

اگر بجای اینکه از انسانها انتظار فهمدینت را داشته باشی ، انتظار نفهمیدنت را بداری ، انها از تو خواهند ترسید ، نه تو از آنها

اینجور زندگی سخت است. انسان گاه نیاز دارد که دانسته شود

نمیدونم چرا برات باز نمیشه :((((

جریان کامنت به جان مادرم و این حرف ها؟؟؟

چرا این چند پست آخری بوی خستگی میداد ؟من این روز ها در حال و هوای خوبی به سر میبرم و خستگی من و تو دوره ای شده...

:) یادم نمیاد اصلا | خسته ام چون

نگران دنیایی نباشید که نگران شما نمی شود ، سایه ها برداشتی از یک رخداد می توانند بود ، اقلا..!
-
نیمه شب بخیر

سایه ها روح آدمهاست ...

نمی دانم چه ربطی است بین ادم ها و سایه ها و من از هر دوی اینها می ترسم

سایه ها روح آدمهاست

زمانی خنده تنها همدمم بود ...
و حالا تنها دشمنم !

تنها؟

زریر 1389/04/06 ساعت 13:06 http://saansiz.ir

بازم تاریکیست.

دنیا تاریک است ...

اتفاقا امروز با کوریون صحبت شما بود!

خیر باشه !؟ ما رو هم در جریان می گذاشتید.

ساقی 1389/04/06 ساعت 21:50 http://f21.blogfa.com

ولی برای من سایه ها ٬ همیشه فقط یک سایه نیستند !

برای همه همینطور است | ولی؟
روح آدمهای زنده، خیلی چیزهاست | و روح مردگان، تنها روح!

شاید ، ولی نه برای من ... !
( دشمن رو گفتم )

می دونم

ساغر 1389/04/06 ساعت 22:20 http://www.tintless.blogfa.com

تقریبا در مورد همه نوشته هات این نظر رو دارم.می دونی یه جور پیچیدگی و ایهام هایی که توی جای جای جمله هات دیده میشه.همین طور گاهی با کوچکترین جمله ها، بزرگترین معانی رو می شه از توی جمله هات برداشت کرد.بخوام مثال بزنم زیادن تو جمله هات. اما گاهی فهم جمله هاتم یکم سخت میشن! چون رمانهای فرانسوی هم می خونم به این نتیجه رسیدم با خوندن نوشته هات.در واقع گاهی هم درست مثل رمانهای فرانسوی سخت می نویسی و باید چند بار خوند از روش.واسه همین اون سوال رو ازت کردم!
البته خودِ خودِ فرانسوی ها نه فرانسه نشین ها!

:) فرانسه نشین ها!

ابهام در نوشته رو دوست دارم. به خواننده اختیار میده، نگاه که می کنم می بینم هر کسی دردهای خودش رو توی نوشته های من پیدا می کنه و بهم میگه، حال این روزهای من بود!

از شنیدن این جمله خرسند میشم. اما مقصود خود من، توی تک تک نوشته ها، چیزیه که پنهان میکنم.
احساس مازوخیسم به آدم دست می دهد اما ما هم لابد داریم!

فعلا در قید و بند نقد ادبی نیستم دارم جولان میدم! بعدها قسمت بشود گیر بیفتم رعایت می کنم!

بابک 1389/04/06 ساعت 22:49

و آیا شاهد یه خودسانسوری هستم؟

معذرت میخوام ... هان؟؟

لینکی رفیق !

مرسی

ساغر 1389/04/06 ساعت 23:19 http://www.tintless.blogfa.com

این چیزایی که گفتم اصلا بد نیست منظورم این بود که خیلی خوبه.خیلی خوبه که نوشته هات اختیار می ده به خواننده و هرکس برداشت خودشو می کنه. درستشم همینه. این یعنی پختگی.
نه فرانسوی ها ! :)

خوب منم همینو دوست دارم دیگه.

ساغر 1389/04/06 ساعت 23:24

فکر کنم منظورمو درست متوجه نشدیو سوء تفاهم شد. بازم میگم منظورم از همه حرفام جنبه مثبت نوشته هات بود...

نه چرا خودمم یه جورایی جنبه مثبت خودمو گفتم فقط یکم پیاز داغ قاطیش کردم نگن چه از خودش تعریف می کنه :)

بابک 1389/04/07 ساعت 00:32

منظورم پستی بود که یهو حذف شد (کمدی سیاه و سفید)

احساس کردم هماهنگ نیست با بقیه پستهام! اینجا جای هر پستی نیست، راستش به دلم ننشست و چیزی که به دلم نشیند حذف می شود.

اما برای من تازه نیستند
نگاه هایی که تا عمق ادم تلخی می کارند

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد