در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

تراژدی بی انتها

سایه ها، لای واژه های من، ... چقدر سیاه ترند! 

 

نظرات 7 + ارسال نظر
شایان 1389/04/16 ساعت 00:37

تلخ ترین حقیقت نشنیدن صدای جیرجیرک هاست - دور افتاده ترین لحظه سقوط یک قرن تلخ ! تنها !! سرد!! و ثانیه هایی که میگذرند این هم یک حقیقت تلخ است

... خیلی تلخ!

مهتا 1389/04/16 ساعت 01:09 http://otobuseshab.blogfa.com/

وای خاک به سرم! فکر کردم اشتباه اومدم دوباره اومدم!
لباس جدید مبارک :)

اینم میشه دیگه :)

مهتا 1389/04/16 ساعت 01:10

واژه‌هاتون سیاهن؟ یا خیلی فرورفته‌اند؟

فرو رفته؟

امان از این واژه های سیاه!!!نکند افکارت سیاه شده؟

سیاه بود!

مهتا 1389/04/16 ساعت 11:20

عمیق..گود..دردناک..مثل دره‌ای که تهش پیدا نیست..
فکر کردم شاید به‌خاطر اینه که سایه‌ها سیاه‌تر میشن..
شایدم فقط واژه‌ها سیاهن..نه چیز دیگه
فقط واژه‌ها

مرسی!

این حقیقتی بود که نمی‌گفتی هم دیده میشد

گاهی چیزها رو باید نوشت

سیاهی واژه ها و سیاهی افکار
با سایه ها همه دست به دست داده اند تا تاریک تر شیم

...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد