انگار که، ... گم شده باشد؛ هر چیزی لای هزار توی بی مانند زمانه و با سرعت مدام سکانس ها زیر و رو شود و آخر ... خسته از یک قرن آزگار پهن شوی روی مبلمان قهوه ای سوخته و معجزه ای باشد شیر شکلات داغ در این لحظه مفقود تاریخ ...
مدام ثانیه ها که مبهوت آدمها، بگذرند و بمیرند و سیاه و سفید سایه ها را بنگرند که هیچ کدام انگار پیدایش نیست، روی نقش کوبیسم انسان نیمه مترقی. چقدر گذشته تا کسی بفهمد هیچ چیز سر جایش نیست! چقدر دیگر خواهد فهمید که راز شیر شکلات داغ چیست!؟
آلساندرو سافینا، ... چه کسی خواهد فهمید وقتی می خوانی، چیزی از اعماق وجود آدمی، بیرون می جهد به رنگ آب و هوای ابری کوچه پس کوچه های فلورانس که می پیچد روی سنگ فرش های خاکستری و خانه های یک دست تا انتها کشیده دنیا ... و شب های فانوس ها که شهر را فرا می گیرند و دیگر هیچ کافه ای، جای سوزن انداختن ندارد. مانده ام خدا اگر تو را خلق نمی کرد ...!؟
+ لبخند بزن، ... خدا دیوانه ها را بیشتر دوست دارد!
عنوان از Il Mirto e La Rosa | Alessandro Safina
خانه ام بی آتش ،
دست هایم بی حس و نگاهم نگران ...
می توانی تو بیا ، سر این قصه بگیر و بنویس
این قلم ، این کاغذ ، این همه مورد خوب !!!
آفرین ... قشنگ بود
صادقانه بگم اترنال عزیز .. از معدود پست هاست که دوبار خوندمش .. آفرین ..
لطف داری تو
بیا تا در سکوت پیچدر پیچ ثانیه های در گذر داغی شیر شکلات را در تابستانی سرد حس کنیم ... :))
:) مرسی ...
همان سطر اول به جرات می تونم بگم که مو را بر تنم راست کرد...گم شدن هر چیزی لای هزار توی بی مانند زمانه.
و تو خود می دانی ایتالیا و فلورانس برایم چیست و سافینا شاید سازنده لونا نیز باشد...
هر حسی که خواستی رو تو این متن در من ایجاد کردی شاید جمله ام تکراری باشه اما هنرمندانه بود عزیزم...
زیبا زیبا زیبا...
دلخوش به همین حرف هام ... باور کن!
سازنده نیست، سازنده کذایی خودم بودم! تصادفا او هم بود ... :)
مرسی
سیگاری... دود سیگاری... سایه ی سیگاری... هیچی از این رست توی این قطعه نبود!!! :(
سیگار ...! خیلی چیزهای دیگر برای من از این ایده ذهنی، از این تصویری که هر که در توصیف آنچه می خواهد ناگزیر می شود در آن، ... با تصویرهای ذهنم، مطابقت بیشتری دارند! سیگار اصلا مفهوم روشن و یاری دهنده ای برای من نیست. یاد راننده های پیر میفتم که بوی تنشان کلافه ام می کرد و نمی دانم ... حالا شده نوعی حس ...! زیاد موافق این رویه نیستم. یکم به چیزی که گفتم فکر کن! با اینکه می دانم سیگار عضو جدا نشدنی خیلی نوشته های فوق العاده زیباست! اما ...
و من شاید واژه شیکی را به کار نبردم.سازنده!
تو خالق منی...البته بعد از خلق اولیه.
من نه تنها دلخوش که زنده به همین ماوا و نوشته هاشم...
من اینهمه نیستم! چیزی که گفتم، لونا ... خودت بودی! خودت با طرح این ایده متعالی. زندگی گاه خیلی با اینها زیباتر و واقعی تر است.
متوجه ام چه میفرمایید! منتهی شاید فقط برای من یه حس باشه... یه حس که گاهی برام نوشته ها رو زیبا تر جلوه میده... خودنمایی سیگار و متعلقاتش در نوشته هاااا...
می فهمم چی میگی!
ممنون از سر زدنت همرشته ای...
خواهش می کنم!
:دی سنگ فرش خاکستری
مرسی رفیق
سلام عزیز
۱ سوال
اترنال یعنی چی؟
زیاد انگلیس خوبی ندارم
کافه چی می گوید سیگار
من می گویم قلیان
:دی
یعنی ابدی | شما یک دیکشنری بگیرید هم بد نیستا! |شوخی میکنم. | :)
خیلی قشنگ بود فقط یه نظر کوچیک داشتم که بعضی جمله هاتو یه خوده زود تر تموم کن که آدم مثل کوچه پس کوچه تو شون گم نشه .
الان دست گذاشتی رو چیزی که کاملا عمدیه! ... یکی از محسنات داستان نویسی اینه که جمله ها زود تموم شه، اما من خوب داستان که نمی نویسم. به هر حال کاملا نظر به جایی است. ترک عادت که موجب مرض است اما سعی می کنم تو بعضی از متنا اونطور بنویسم.
+ یک دنیا ممنونم
آهنگ فوق العادست...مخصوصا ویولون نواخته شده روح منو شاداب کرد.
مرسی از سلیقه محشرت..
هر بار می خواستم فیلم رو ببینم، شاید چندین بار روی موسیقی متنش متوقف می شدم و بارها گوش می دادم. نمی دونم چه حسی اما انگار تمام دنیای من همین یک موسیقیه! تمام احساسم، تمام حرف هام، زندگیم ...
دیوانه ها خدا را بیشتر دوست دارند .
دیوانهها همیشه دوست داشتنین!
سلام عزیز
می دانستم اترنال ابدی میشه
اما فکر نمیکردم شما اترنال را به خاطر این معنیش انتخاب کرده باشین
ابدی
مگه میشه
شوخی
:دی