در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

-

شبهای من که گر می گیرد از شیون های بی ثمر، تا هیچ کجای سکوتم را نمی توانم بهانه کنم.

نظرات 7 + ارسال نظر
قهوه جوش 1389/04/26 ساعت 00:47

دوست عزیز،این آهنگ ، شبا که می رسه منو آروم می کنه ! اگر دوس داری گوش کن ! و دیگر اینکه الان متوجه عوض کردن عنوان بلاگ شدم ! اینو بیشتر دوست دارم !
http://www.4shared.com/audio/DLJXegaG/Portishead_-_Roads.htm

مرسی حتما گوش میدم.

مالک همه احساس های خوب میشوم وقتی نوشته هایت را میخوانم ای عشق سخنگو

سوزنت رو شب و سکوت کافه نروی گیر کرده اخوی!!
:.
شما عزیز دلی... اتفاقن اولین نفری که بهش فکر کردم شوما بودی... بعدش با خودم که کلنجار رفتم دیدم اگه بخوام با شما بحث کنم اطلاعاتم کشش نداره و ترسیدم کم بیارم!!

ریحانه 1389/04/26 ساعت 11:23

بهانه..
هیچ شیونی بی ثمر نیست
حداقل میدانم که خدایی در همین نزدیکی ست

شاید فریاد ها را اشتباه میکشی از تفاوت ها...
فصل مشترک درد و فریاد انتهایشان است...
در "د" انتهایشان هر چه باشی دار میخوری ، تاب میخوری...

.... 1389/11/03 ساعت 23:30 http://successking.blogfa.com/

سلام
مرور می کنم نوشته هایت
آپم

میام ... حتما ... فقط یک امتحانم مونده.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد