در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

-

اصلا می دانی چیست،

من از باغ های سرسبز و قصرهای فاخر و نهر های با اسانس عسل و جامه های حریر و شراب ها و این چیزها بدم می آید. من از گیسوان ابریشم بدم می آید، از همه چیز این بهشت مبتذل بدم می آید از نیکی بدم می آید از این محراب نوستالژی متبرک، از همه چیز، ... حالا میشود وجودم را از تو سوا کنم؟ 

 

چرا نمی فهمی؟ چرا ... 

حتما باید بشوم سایه روشن شکسته یک زخم بی رحم که گوشه دلت تر شود از نگاهم؟ 

 

دلم از همه این آدمها، همه این رنگهای درهم گشوده به روی زیستن، همه این خنده های مفلوکانه، دلم از همه این عقاید مسخره گرفته! خدا، کجای این نوشته های بی انتها گم شدی؟ من کجا از خودم دور شدم؟ ... این همه بلا، این همه ذبح شرعی ... بغضی گرفته گلویم را، که هیچ کس جز تو نخواهد دید. 

 

من شکستم در این بازی از پیش تعیین شده.  

خسته ام ... خسته ... تو را به خدا تمامش کن. گفته بودم من یک مرده ام. حالا خودت به چشم ببین. این طراحی دست های خود توست. کسی که با هیچ کس جز تو راحت نیست. مگذارم به انتهای همین دوری ... من از این آدم ها بیزارم ... 

نظرات 7 + ارسال نظر

جونی برای خوندن مطلببت ندارم و گر نه میدونی که ساکت نمیشینم... برای فهمیدنش
توی پیوند های من به بلاگ دکتر موسوی برو
قسمت راستش پیوندی هست به اسم جستاری در غزل پست مدرن .. کاملا توضیح داده

لونا 1389/05/16 ساعت 01:08

نمی تونم نگم که دلم ،قلبت تو سینم داره می لرزه

Gorkiy 1389/05/16 ساعت 03:37 http://kafka-gorkiy.blogfa.com

اگر این بازی از نظر تو از پیش تعین شده است که تو یا باید بشکنی یا ندانی اصلن شکستن چیست!

والله که حرامیم و بهشت دوزخمان

رسم زندگی این است؟ یا رسمش می کنند؟

اینکه با چه رسمش می کنند مهمه؟ نه مهم نیست؟!

مهم نتیجشه. که قسمتی از نموداری می شویم که بالا را

پایین و پایین را بالا نشان میدهد. این نمودار رسم شده درست

است. مطمئن باش. به همون اندازه درست که خورشید از غرب

طلوع می کند. فقط بیشتر دقت کن. حتما متوجه خطوط درهم و

شکسته و نامنظمش می شوی... حتما...

مریم خالقی 1389/05/16 ساعت 17:07

هوم
خوب گفتی
این روزها ترس همه وجودمو گرفته...

من از باغ های سرسبز....


میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
این بود زندگی!
حسین پناهی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد