در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

زشت و زیبا

امروز، بعد شبهای بی قراری و التهاب، بعد همه چیز زشت و زیبا، بعد از تو که سالهاست خاک خورده ای گوشه دلم، گلم، نهایت حرف های نیمه شاد پر التیام، ... دلم بیکرانه ترین وسعت یک سکوت دردناک است. بی من شده ام حالا، مگر نه همین دست های ساده تو دلم را بس؟ مگر نه اینکه رفتن چقدر ساده بود و تنهایی چقدر مبهم! ... نه اینکه حرف های من تنهایی یک سمفونی غریبانه است، نه اینکه دست های من، همین خالق یکتای موسیقی آب و آیینه، ... نه اینکه سالهاست که « دلم گرفته است » ... 

 

با من از هیچ چیز زیبا نگو. از تنهایی و سکوت و شاعر ناپیدای این قرن وحشی. از درختهای تنهای باغ مادر بزرگ. دلم به راه نیست!

نظرات 10 + ارسال نظر
هیس 1389/07/02 ساعت 23:37 http://l-liss.blogsky.com

این نوشته ها شب ها بیشتر میچسبد به آدم ...
دوستشان دارم
سلام

ترانه‌یی که نخواهم سرود
من هرگز
خفته‌ست روی لبانم.
ترانه‌یی
که نخواهم سرود من هرگز.

بالای پیچک
کرم شب‌تابی بود
و ماه نیش می‌زد
با نور خود بر آب.

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه‌یی را
که نخواهم سرود من هرگز.
ترانه‌یی پُر از لب‌ها
و راه‌های دوردست،
ترانه‌ی ساعات گمشده
در سایه‌های تار،
ترانه‌ی ستاره‌های زنده
بر روز جاودان.

#لورکا#

سحر 1389/07/03 ساعت 14:55 http://www.pinupgirl.blogsky.com

تنهایی
سکوت
چه واژه های غم انگیزی

تو روحی از دست رفته ای شاید.

ساغر 1389/07/03 ساعت 21:28 http://www.tintless.blogfa.com

من هیچ چیز ِ تو را با این دنیا قسمت نمی کنم

گاهی باران گفتگوی بلندی است... آنقدر که خدا بوق اشغال میزند

دل به راه هم نمیدی ؟

تنهایی و سکوت آخرین راهه و بهترین راه.

دلم بیکرانه ترین وسعت یک سکوت دردناک است. بی من شده ام حالا، مگر نه همین دست های ساده تو دلم را بس؟ مگر نه اینکه رفتن چقدر ساده بود و تنهایی چقدر مبهم! ...


خیلی خیلی قشنگ بود فقط میتونم بگم ممنون
این پستتو واقعا دوست دارم

دلارام 1389/10/27 ساعت 16:43

تنهایی و سکوت مایه های آرامش و وحشت من، دلارام

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد