در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

سمفونی ناتمام

تو ای، ... ماه شب های روشن، ای صدای مبهم پروانه ها، ای غروب همین فصل خالی و خیال. حرف های دلم بسیار و چشمان دروغ صبورانگی بی التیامند. غبار گرفته صدایم را، تک نواز اسطوره های بی پایان، شکسته دلم در سکوت برگ ها و درخت ها، ... امروز از جاده ای عبور کردم، که سبز بود، برگهای خیال و شعر و افسانه داشت، که تاریک نبود از شب های بی چراغ آدمها. و دلم که بی اختیار، از شاخه های سکوت بالا می رفت ... 

 

 

نظرات 6 + ارسال نظر
لونا 1389/07/17 ساعت 21:53

من ناز کش حرف های دل توام...برای هر کی سکوت می کنی برای من نکن .با من از همه چی حرف بزن فکر کن همیشه دربندیمو داری قلیون میکشی!!!

فقط نگاهت می کنم رفیق

مرسی عزیز

گاهی سکوت عمق کمنتراست یک سمفونیست..................

مرسی

مشتری 1389/07/19 ساعت 17:41 http://www.mymoon.ir

من هنوز عاشقـــــــم انقدر که می توانم چشم هایم را ببندم و خیال کنم
هنوز دوستم داری

...

موزیک قشنگیه مثل همون جاده سبز

:)

مواظب باش.از شاخه های سکوت که بالا میری حتی نباید کلمه ای حرف بزنی.حتی باید آرام نفس بکشی.
شاخه های سکوت خیلی نازکه. با کوچکترین حرکت اضافی میشکنه.

از صاحب کامنت خیلی متشکرم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد