در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

بعد از این روزها

ملالی نیست، جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور،  

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند

نظرات 5 + ارسال نظر
دون ژوان 1389/09/26 ساعت 20:11

حال همه ی ما خوب است اما تو باور مکن.

همیشه به همین جمله ساده منتهی می شوم.

اما من گم میشوم گاه به گاه در خیالی دور...
چقدر لذت عمیقی دارد گاهی گم شدن در آن خیال های خاک گرفته...
مرسی خیلی خوب بود...

برای سایه ها ... نوشتن بی دریغ است.

لونا 1389/09/28 ساعت 21:04

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که من به آن شادمانی حقیقی می گویم...
گفتم تا بدونی مردم دیگه کین؟...
تنها تو مهمی و بس ...

چه حرف های بزرگی می زنی تو

کاش این گم شدنها نصیب ما می شد...
ملالی نیست...

...

مریم 1389/10/16 ساعت 20:05 http://eyess2eyesm.blogfa.com

سلام وبلاگ جالبی داری
اگه مایل به تبادل لینکی بهم سر بزن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد