من می فهمم، ... روی پرسپکتیو واژه ها چقدر بی دریغ می گذرد، زمان ... یکی می شود با صدای موزون قطار بی انتهای خیال، و سوت می کشد سرم. اینجا، حوالی همین گرگ و میش ساده نسبتا برفی، من، می فهمم ... دستهای نوازنده را احساس می کنم. حرف های نگفته خیلی سال دورتر را، که بی آنکه کسی را شاد کند، از سکوت یک پیرمرد می گوید. آسمان گرفته سرخ رنگ را دوست دارم ...
سلام.متنتو خوندم خوب بود ولی از آسمان سرخ رنگ بدم میاد.میگما یه سر هم به من بزنی چیزی نمیشه.من که الان بهت سر زدم
اون هم چشم.
نمیتوانم با بغض گلویم چیزی بگویم!
پس هنوزم خوبی ...
الان من هستم دیگه.هنوز نرفتم دیگه.
حالا که دیدی هستم بیا دیگه.
خب دیگه ...دیگه دیگه!
این هم چشم
از ... سکوت یک پیر مرد ... تا چشم های خیس یک آکاردئون زن پشت چراغی که سبز بود و از ترس باتوم قرمز شد.........
کلا بوی چه میدهی.
آدمهای خاکستری
رویاهای خاکستری
زندگی خاکستری/
اینام هستن
این روزها دنیایت خاکستری ست...
کلاغ های سیاه و خیابان های سفید و دنیای خاکستری
رنگی هم که به سراغت آمد سرخی آسمان گرفته ات است... تورا چه گذشته است؟!
خوبه که باز تو می بینی،
هر کی پی درد خودشه،
حتی تو این کامنتا
..پل راه آهن یه آهنگ غمناکه تو هوا.......
ار وقت یه قطار از روش رد میشه دلم میگه سر بزارم یه جایی!
سلام آپم.راستی caffe nero یعنی چی؟
کافی نرو | قهوه سیاه - ایتالیایی نوشتم.
سوت میکشد در سرت و این سوت کش پیدا میکند تا کف پاها....اما خارج نمیشود...
چقدر حرفهای نگفته انباشتیم روی دل...
همیشه همینطور می شود.
منو اینیم منو این منو منو ای
اینم تو مایه های شعر شما بود.ولی من میدونم چرا گفتم.خب دیگه بسه.مرسی از نظر خنده دارت. بای
خیلی خوبه که خاکستری هستی!
نه سفیدی نه سیاه!!!!!!!!
انعطاف داری
البته خاکستری تنها رو به خاطر کنتراست آوردم.
و اسم آلبوم موسیقی وبلاگمه
تنها دست یافتن به آرزوم برام زیبا بود.با هم کلاسی...
کاش بارون بیاد
-آره من عاشق برف و بارونم
و صبح دانشگاه پر بود از برف... .
خوبه دیگه
از بازی رنگها چه می خواهی
تناقض ، هماهنگی، هارمونی در عین تضاد
به نطر من بهتر سبز باشی
اینها رنگای من نیست. ولی از بازی رنگ ها هارمونی می خوام برای یک تابلوی جاودانه. سغیم رو می کنم.
اصلا واژه از زمان چیزی می فهمد ؟
و آیا کسی صدای ِسکوت ِ پیرمرد را میشنود ؟ آیا سکوت ِپیرمرد را واژه ای تواند شرح داد ؟ اگر آری ،چرا سکوت کرده است؟
مهمل شد کامنتم.
نگو | سوالای خوبین
در کدامین تن خاکستری به سر میبری که اینقدر آرامی؟!
این آرامش از زندگی در یک پایان است
منم دوسش دارم
آسمان گرفته سرخ رنگ را...
حس خاصی بهم دست میده وقتی هست
می فهمی ...
زندگی مان را در پس آسمانی تیره خواندیم...
اینک باید ارکستر ما در رنگها بخواند!!
نوبت به همخوانی رسیده!!
شب را به پایان برسانو رنگ خورشید را به زردی برگردان
آسمان گرفته سرخ رنگ منو به روزای تباهی می بره...
روز تباهی دیگه چیه
آفرین بچه خوب و حرف گوش کن
چطور؟ :)
و سکوت سرشار از ناگفتنی هاست...
....هر وقت یه قطار از روش رد میشه دلم میگه سر بزارم یه جایی........
خیلی وقت میشه بیادتم!نوشتم
منم ... ببخش گرفتارم یکم منم امتحاناست دیگه.
و تنها آنجا بنشین و بیندیش
من اینجا در رویایم تو را می بینم که به من می اندیشی
تو تنها به این فکر باش که چه لباسی می خواهی بپوشی
من در خیالاتم تو را چون فرشته ای می بینم
تو تنها به تنهاییت بناز
من اینجا هر روز به تو می اندیشم ..
سلام..
باعث افتخاره که تبادل لینک کنیم..
ممنونم.
این روزها
وقتی قطار خیال می رود تا انتهایی ِ دور
سرم سوت می کشد
چشمم سیاهی می رود
و رنگ می بازد تمام دلخوشی هایم
و دیگر رنگی را نمی بینم تا دوستش بدارم
منم دوس دارم رنگ قرمزشو
ای جان
عقب ماندیم از نوشته های همه!!
آسمان باید بنفش باشد وقتی گرفته است!
با پوزش از تاخیر طولانی آپم
منم باید پوزش بخوام. این روزا منم سرم شلوغه.
سلام
مرسی عزیز کاش خیال بی انتها باشد و ماندنی
سر بزن
میگم ما هم بریم امتحان بدیم حداقل ما هم درگیر شیم نبودتون رو احساس نکنیم... :)
تو لطف داری.
هر وقت دکتر مهندس شدی بیا!
دکتر مهندس را به بها دهند
یک جورهایی یک جوری شدم
سلام
اینکه یک جورهایی چجوری شدی؟
خیلی خیلی قشنگ بود.
مرسی عزیز