در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

تبسم شوم برای یک نفس بیهوده

دیر رسیدی ... باران برای شب های تنها،  

همه وجودش را لای گریه های کودکانه چال کرده بود

نظرات 8 + ارسال نظر
هانیه 1389/11/27 ساعت 21:53 http://gamaj.blogsky.com

و گلی شده بود . . .

ساغر 1389/11/28 ساعت 11:31 http://www.tintless.blogfa.com

تمام وجودش..تمام وجودم..
نیستم زیاد ولی اینجا رو حتما میام می خونم.اصلا نمیشه نخوند اینجا رو

pastel 1389/11/28 ساعت 13:49 http://hb-20.blogfa.com

هیچ پرسیدی چرا دیر رسیدم!!!

دیر و زودش فرقی ندارد...وجودت خواهد سوخت سرآخر...لای گریه های کودکانه...

ایرسا 1389/11/28 ساعت 20:15 http://www.irsa20.blogfa.com

همیشه زمان دیر میرسد...

حسام 1389/11/28 ساعت 22:51

همه عمر دیر رسیدیم.../

گویی جان کلامت را تغییر داده ای!!
اینک آزادانه تر سخن میگویی!!
دیر رسیدن از روزمرگی مان شده است!!

دون ژوان 1389/12/06 ساعت 01:17

باران قطره هایش را بین ماها تقسیم کرده است.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد