در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

de pau

فاصله ها آرام می گیرند، شب ها صدای درد می شنوم ... از دور دست های خالی اشیا

نظرات 6 + ارسال نظر

خیلی زیبا بود

یکی از دردناک ترین نوشته هام بود، وقتی پدر یکی از بهترین دوستام به رحمت خدا رفت و من ... شاید برای غم بزرگی که پشت نگاهش داشت این حال بهم دست داد.

بعضی‌ وقتها شده این شب‌ها پایانی نداشتن:(

زندگیه دیگه

......... 1390/01/16 ساعت 19:45 http://www.purelove.ir

پست زیبایی بود در کل یه سری از مطالب وبلاگتونو خوندم خیلی خوشم اومد خوشحال میشم به منم سر بزنین.
موفق باشی

در کل ممنونم

لونا 1390/01/16 ساعت 22:43

آNم وقتی ی غمی داره ذهنش پرواز عمیقی می کنه
به قول خودت :به جرات می تونم بگم یکی از بهترین متناته... عاشق این جملشم :فاصله ها آرام می گیرند.

تو لطف داری بهم

آنا 1390/01/17 ساعت 10:50 http://mavayeman.blogfa.com

فاصله ها هیچ گاه آرام نمی گیرند
و من میدانم
روزی در تکاپوی بی رحمانه این فاصله ها
که چند صد سال نوری میان هرکدامشان فاصله است
خواهم مرد
بی آنکه این فاصله ها
به احترامم
قدری آرام گیرند

فاصله ها آرام می گیرند ...

محیا 1390/01/17 ساعت 20:12 http://darjaryan.blogfa.com

وقتی از پشت دیوار نازک گچی صدای گریه میاد...

دیوار نازک گچی!

آدمها چقدر بهم نزدیکن یعنی؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد