در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

همنوایی شبانه ارکستر چوبها

بازتاب نگاه خودم بود، من در چشم ها ردی از حرف های نگفته ام را هم می دیدم 

نظرات 6 + ارسال نظر
لونا 1390/01/17 ساعت 23:15

پس من به فن بیانت عین مهارت نویسندگیت افتخار می کنم...

متشکرم

طیبه 1390/01/18 ساعت 00:30 http://closfreind.blogfa.com

همان کلاغ برای تابلویم کافیست...با صدایی که در چشمان او بخوانم ...همین...
بازتاب نگاه ...باز هم خود ...اینها میگذرد...!!؟
سلام دوست داشتم اینجارو دوست عزیز...

ممنونم

چشم ها ...جادوگری هستند از برای خودشان

برای خودشان

pastel 1390/01/18 ساعت 02:01 http://hb-20.blogfa.com

چشمها قدرت روح را نشان میدهند!
و اما سکوت حرف های نگفته بیشتر از هر چیز حرف دارند!!!

مرسی

شاید چون ناگفته ها رو همه دارن و نمیتونن بگن..گاهیم نمیدونیم اونی که نمیتونیم بگیم چیه اصلا .........

متشکرم

هومن 1390/01/18 ساعت 13:16 http://thick-fog.blogsky.com/

بعضی چیزا فقط دیده بشن خوبه.
ولی وقتی ببینی یه اتفاقایی می افته.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد