در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

بوی باران و شمع

در نگاهش سایه ها آرام می گرفتند، جایی در امتداد خیابان همان عصر های دور. شبیه سادگی های همان کودکی آرام، پر از رویاهای شگفت، پر از سکوت های ممتد. بوی چوب خیس می داد هوا، بوی جنگلی که زیر باران جا مانده بود و نت ها، دلش را به سمت پیانوی کهنه پشت ویترین می برد. دل و روده اش را باز گذاشته بودند، و سیم های تو در تو که در هم می آمیختند و کلاویه ها را می ساختند، ... چقدر این نت ها، برایم آشنا بودند، انگار همیشه از پشت پنجره های خیس بود که می شنیدم عبور گاه گاهشان را از پس جاده های خاکی نمدار، با اتفاق بی نظیر چوبها، که تابلویی از حضور گرفتگی ها بود و امید ها. در نگاهم همه چیز دوباره نقش می گرفت. باز همان آرشه های بی انتهای ابدیت، که فرود می آمدند، در سنگینی نگاه سولیست ها، کلاویه ها، و نقش مردی در چهارچوب تاریک شب ها، نگاه کن، ... این سمفونی بی نظیر ابدیتی است، که دست هیچ عابری به آن نخواهد رسید. جایی، در امتداد خیابان عصر های دور.   

 

  

+ ‌Piano Sonata No. 14 in C sharp minor Op. 27 No. 2 " Moon Light "  

نظرات 13 + ارسال نظر
luna 1390/02/04 ساعت 23:15

delam tange tange blog bud ke tan b en dial upe mozakhraf dadam
aaaliiiiii jae dar emtedade khiabane asr haye dur...hamahangie matno en ahango khub dark mikonam

این موسیقی همه چیز رو به من نشون داد

تصویر واره ی بسیار زیبایی از جنگل... مه و موسیقی بود رفیق!
این تابلو چقدر مجهوله!
عابر؟

سحر 1390/02/05 ساعت 15:18 http://www.pinupgirl.blogsky.com

سمفونی بی نظیر ابدی شاید

:)

تو این دنیا همه مخلوقات واسه خودشون سمفونی دارن

بله خوب

هانیه 1390/02/05 ساعت 17:09 http://gamaj.blogsky.com

و تک نوازنده ی این سمفونی منم. سمفونی مردگان!

مرسی

رضا 1390/02/05 ساعت 20:23 http://hamrahi.blogsky.com

سلام دوست عزیز
رضا هستم از جهان رابطه ها
من ادعایی درباره مشاوره دادن ندارم ولی در حد خودم حرفهایی میزنم خوشحال میشم این وبلاگ ا هم لینک کنی دیگران هم استفاده کنند.

pink 1390/02/06 ساعت 09:15

سلام
قبلا یه سری وبلاگ ما میزدی نمک گیر شدی دیگه نمیای؟

سلام..
ارکستر شبانه رنگ ها به پایان رسید ؟
کوبیسم سایه ها خود سمفونی دیگری ست..

همان دور دور ها...

سمفونی های درگیر ... رعشه سیمها...

به احترام هوای بوی چوب گرفته به احترام نت های نامنظم که ساختار موسیقی زیبا ..چند لحظه سکوت...
باسلام.

به دلم نشست

حالا دیگه وقتشه...

صدای شورانگیز ِ مرد ِ دوره گرد ، هنوز از خیابان های رنگارنگ ِ عصر های سالهای ِ کودکی به گوش میرسد ....
هنوز هم همان صدا ، دم دم های ظهر ، می پیوندد به لحن ِ خاص ِ صدای موذن زاده...
هنوز ردی از خطوط گچی خانه های لی لی ، روی زمین باقی است ...
هنوز هم نتی از میان ِ نت ها در پی ِ پیوستن است به راز ِ آفرینش....

هنوز هم...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد