در نگاهش سایه ها آرام می گرفتند، جایی در امتداد خیابان همان عصر های دور. شبیه سادگی های همان کودکی آرام، پر از رویاهای شگفت، پر از سکوت های ممتد. بوی چوب خیس می داد هوا، بوی جنگلی که زیر باران جا مانده بود و نت ها، دلش را به سمت پیانوی کهنه پشت ویترین می برد. دل و روده اش را باز گذاشته بودند، و سیم های تو در تو که در هم می آمیختند و کلاویه ها را می ساختند، ... چقدر این نت ها، برایم آشنا بودند، انگار همیشه از پشت پنجره های خیس بود که می شنیدم عبور گاه گاهشان را از پس جاده های خاکی نمدار، با اتفاق بی نظیر چوبها، که تابلویی از حضور گرفتگی ها بود و امید ها. در نگاهم همه چیز دوباره نقش می گرفت. باز همان آرشه های بی انتهای ابدیت، که فرود می آمدند، در سنگینی نگاه سولیست ها، کلاویه ها، و نقش مردی در چهارچوب تاریک شب ها، نگاه کن، ... این سمفونی بی نظیر ابدیتی است، که دست هیچ عابری به آن نخواهد رسید. جایی، در امتداد خیابان عصر های دور.
+ Piano Sonata No. 14 in C sharp minor Op. 27 No. 2 " Moon Light "
delam tange tange blog bud ke tan b en dial upe mozakhraf dadam
aaaliiiiii jae dar emtedade khiabane asr haye dur...hamahangie matno en ahango khub dark mikonam
این موسیقی همه چیز رو به من نشون داد
تصویر واره ی بسیار زیبایی از جنگل... مه و موسیقی بود رفیق!
این تابلو چقدر مجهوله!
عابر؟
سمفونی بی نظیر ابدی شاید
:)
تو این دنیا همه مخلوقات واسه خودشون سمفونی دارن
بله خوب
و تک نوازنده ی این سمفونی منم. سمفونی مردگان!
مرسی
سلام دوست عزیز
رضا هستم از جهان رابطه ها
من ادعایی درباره مشاوره دادن ندارم ولی در حد خودم حرفهایی میزنم خوشحال میشم این وبلاگ ا هم لینک کنی دیگران هم استفاده کنند.
سلام
قبلا یه سری وبلاگ ما میزدی نمک گیر شدی دیگه نمیای؟
سلام..
ارکستر شبانه رنگ ها به پایان رسید ؟
کوبیسم سایه ها خود سمفونی دیگری ست..
همان دور دور ها...
سمفونی های درگیر ... رعشه سیمها...
به احترام هوای بوی چوب گرفته به احترام نت های نامنظم که ساختار موسیقی زیبا ..چند لحظه سکوت...
باسلام.
به دلم نشست
حالا دیگه وقتشه...
صدای شورانگیز ِ مرد ِ دوره گرد ، هنوز از خیابان های رنگارنگ ِ عصر های سالهای ِ کودکی به گوش میرسد ....
هنوز هم همان صدا ، دم دم های ظهر ، می پیوندد به لحن ِ خاص ِ صدای موذن زاده...
هنوز ردی از خطوط گچی خانه های لی لی ، روی زمین باقی است ...
هنوز هم نتی از میان ِ نت ها در پی ِ پیوستن است به راز ِ آفرینش....
هنوز هم...