در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

ماژور

کسی، 

درون پنجره بی صدا  

برهنه می شود. 

و دنیا 

سایه های سیاه را  

بر سفیدی های گناه می تاباند ...

نظرات 11 + ارسال نظر
لونا 1390/06/10 ساعت 01:14

چیزایی که میان تو ذهنت اون حسات ناب نابن مخصوص سونت خودم اترنال خودم کافه نرو خودم...
این دنیا باید همه جا دخالت کنه...حتی در این برهنگی...

باد یاد عاشقان را ...

خیلی قشنگ بود !

در واقع بی رحم بود!

مریم 1390/06/13 ساعت 01:31 http://chaleka.blogsky.com

صدا در گلو شکست...

فهم ها،
روزی آغاز شدن را فراموش کرده اند

هانیه 1390/06/13 ساعت 20:10 http://gamaj.blogsky.com

اسمش دنیاس به هر حال . . .

روحش هم دنیاست

از این اتفاق‌ها زیاد میافته!

اتفاق های ما،
شبیه هیچ چیز دیگری نیست

خسته ام از این پوچــــی

از این کوریِ مطلـــــ ـــق●

کاش بود تا میبخشیــ ـد چشمهایش را

فقط برای لحظه ای نگاه

...به من و اشکهایم




من حتی خود را طــ ــرد کرده ام

من باورم ندارم...

اما میدانمت

تو خیالی نیستی

و نه این اشکــــ ها●...




این ســــرا بی نهایتــــــ است

مثل یک غوغا...




چشم های تو را
روی ...

هوم..
تراژدی خوشبختی..
حقیقتی تلخ..
تلخ..

من یک دیوانه خواهم بود

عاصی 1390/06/15 ساعت 22:53 http://osyangari.blogfa.com

برهنگی
سیاهی
سپیدی
... تزویجشان زیباست

باران می بارد
با بوی دروغ

شکوفه 1390/06/18 ساعت 01:47

خوب نوشتی...
یه چیزی. من هیچوقت پایین پستات که جای نویسنده هست رو نفهمیدم! چرا با هم فرق داره؟ منظورت چیه؟ چند نفر که این وبلاگ رو اداره نمی کنن احیانا؟

موضوعاتش با هم فرق می کنه
نویسنده خودم هستم

فعلا به اسم sonnet

مهدی 1390/06/22 ساعت 17:41 http://rain202.blogfa.com

زیباودلنشین بود.

نبود ...
زشتی بود،
سیاهی بود
من بودم
داشتم گریه می کردم

سارا 1390/07/07 ساعت 00:18 http://sara1sara.blogfa.com

سایه هم .... شرمش می شود
چشمانش را می بندد !!

سایه ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد