در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

refresh

خوب شده باشم انگار، اینکه گام بگذارم روی مسیر خفیف آرام بودن. اینکه نمی دانم باید با بن بست های درونم چه کنم، به چه کسی پناه بیاورم. اینکه برای مدتی سکوت کرده باشم و تنها، من باشم که می شنوم، من باشم که می فهمم. صدای ترانه ها آرامم می کنند. می دانم، این دریای درونم تمام شدنی نیست. می دانم، این میل بی نهایتم به حقیقت شوم هر چیزی بی پایان است. اما، خسته ام. می فهمم که خسته ام و نه توانی، نه دلی برای حرف های پر از تعفن و غربت دارم. آدمها، زندگی، همه اشیا مات می شوند در نگاه من. برف می بارد، آرام و این دریای بیکرانه دلش چقدر برف می خواهد. شوق می خواهد. آرامم، خوبم ... و نمی دانم بن بست های درونم چقدر بیمارم خواهند کرد. تنها، می فهمم که شاید، همین لحظه، آخرین لحظه همه چیزهای خوب و بد باشد.

نظرات 9 + ارسال نظر
لونا 1390/07/03 ساعت 23:25

دیگه خسته نیستی...خوب؟

:.(

pastel 1390/07/04 ساعت 19:09 http://hb-20.blogfa.com

همیشه یه جایِ درونت _
پُر است از یک حسِ سنگینِ مبهم!
__________________________
و من حس می کنم بیشتر نوشته های عالیتو به همون جا مدیونی ;)

عسل 1390/07/05 ساعت 20:52 http://asalli.blogfa.com

اگر شهر نگاهت فرصتی داشت

به یادم باش در هر روزگاری

مریم 1390/07/06 ساعت 01:08

اگه درونت دریاست به بن بست نمی رسی!

در نگاه من. برف می بارد..
آرامم..
خوبم..
.
.
اما تو باور نکن ..

هانیه 1390/07/06 ساعت 12:22 http://gamaj.blogsky.com

کاش آخرین لحظه باشد . . .

رها 1390/07/06 ساعت 18:02 http://www.bargine.mihanblog.com

سلام
خیلی زیباکلمات را کنار هم میگذاری بازی کلماتت لطیف ست مثل برف بین هر بن بستی روزنه ای هست اگر .......

من بروزم

خوشحال میشم اگر موافق تبادل لینک باشید

ایگونا 1390/07/06 ساعت 18:10 http://egona.blogfa.com/

سیر تسلسل خدایگان بیزانس را در آغوش بگیر و دو برابر سرعت مرغان دریایی به بن بست درونت بکوب باشد که جاودانه شوی ولی افسوس...

آنا 1390/07/07 ساعت 19:31 http://mavayeman.blogfa.com

چقدر سخت و شاید شیرین باشد
تحمل ضربه ای که
می دانم
'آخرین' ضربه است

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد