در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

رهایی در سقراط

تو باد باش
شعر می شوم
می رقصم لای انگشتان کهنه تو

نظرات 15 + ارسال نظر

تو برقص.. با من تنها تو برقص..
که رقص تو نوازشم را می نوازد..

مرسی

مهرنوش 1390/08/25 ساعت 22:08 http://misS-m.iR

و من عاشق ِ باد ..

باران بود که

بانوی ... 1390/08/26 ساعت 09:44 http://wf3.blogsky.com/

تو هرچی باشی مرا کفایت ِ شعر گفتن برایت می کند .

:)

تو باش...تنها باش/.

رهایم از رهایی تو

تو باش..
بگذار کمی نگاهت کنم ..

تابلوی صورت تو
مرا فهم می کند

بیا یک بار هم که شده نباش!
چشم ها را می بندم که خواب بیاید،نمی آید. تو می آیی...از فرسنگ ها فاصله!
بعدِ تو می شود زندگیِ دوباره ای را تجربه کرد ولی...همین یک زندگی هم برای هفت پشتِ من بس است...
از بودن های نصفه نیمه ات خستم،
بیا و یک بار هم که شده نباش...

این هم می شه دیگه

چه هارمونی زیبایی....

ممنونم

آنا 1390/08/26 ساعت 20:26 http:// mavayeman.blogfa.com

گاهی می شوم نسیم
نوازشگرت
گاهی می شوم طوفان
تند و بیرحم
اما تو
همچنان هستی
استوار و مهربان
بی هیچ منتی



رویای عجیبی است حسرت بودنت...

این بودن ها
شبیه بی خیالی می شود گاهی

caHa-sana 1390/08/27 ساعت 01:23 http://write-4you.blogfa.com

engar to ham gom shodi,miane in angoshtane kohne,
Tora nemidanam,
Man ke panahande shodam,
Beyne hamin dastha...khak mikhoram!
:*

متروک متروکم
انگار نه از دست شاعری
نه از دست کودکی هفت ماهه
به هیچ بهشتی نمی اندیشم

بی‌خیال باد ببار

:)

و سرنادهای شبانه ای که می جوشند
به زیر پنجره های باز
به افق های فردا../.

کسی در التهاب حرف هات می جوشد

شعر کهنگی می کند، توی دست های تو ..

absolution 1390/08/30 ساعت 11:59

میشود عمری را در باد ماند...
می شود شعری را با آسمان در هم آمیخت...

خیلی کارها اصلا

تبارک الله

شبهکم

باران 1390/09/13 ساعت 19:00

سلام . من قالبتون رو خیلی دوست دارم . اگه ناراحت نمی شید می خواستم قالبم رو شبیه این درست کنم ...

چه ناراحتی!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد