در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

Claude Monet

جای قدم هام، شبیه همیشه حرف های بی ارزش کش می آیند. بی انتهایی که سالها بستری نگاه نافذ تو میشد. و نفس های نقشی شبیه کوتلاس، که گر می گرفت در سرمای سفید خاطره کاغذی آدم های خیالی من. سایه روشن های متحرک و خلسه، انقدر که دیگر یادم نمانده باشد، کی بودم، چی کشیدم، کجا رفتم ... از لا به لای کافه های شبها که ترافیک بود، برف بود و آدم بود، تا دلت بخواهد حرف های بی مقصد و بی خیال و تباه بود. و کتاب برای همیشه بود. حرف می زد، نگاه می کرد و درک می کرد. روحم را در خود می بلعد، گرفتار می کند هوای ریه هام و فکرهام سر می کشند به خیابان های شهر سیاه و سفید سایه هام. همیشه انعکاس یک روح در دلم اوج می گیرد. که با ترانه حرف هات می شود سه سال و یازده ماه. حالا دیگر خیابان ها پیر شده اند. رنگ ها فرق کرده اند. آدم های خیالی من، هنوز زندگی می کنند.

نظرات 20 + ارسال نظر

آدم های خیالی همیشه تو زندگی مون حضور دارن

گاهی پررنگ تر از دیگر آدم ها

خطوط ساده ای که کاکتوس بود، کوتلاس شد و آن همه روز، طول کشید ..

میم 1390/08/28 ساعت 12:35 http://chaharshanbegi.blog.com/

عالی بود رفیق
محشر ینی
خیلی حال کردم

ممنونم

مهرنوش 1390/08/28 ساعت 22:10 http://misS-m.iR

و من هنوز هم زنده م ..

راهیست راه عشق

تو چرا نمی نویسی؟
من نگران حالتم
خوبی اصن؟

اینترنت نداشتم چند وقتی

و اگر خیال نبود همین بودن های گاه به گاهمان هم نبود...

بله خوب

حالا دیگر آدمها انگار سیر شده اند..!

بحران سیری

فوبیا دارد روح ام را می خورد...ذره ذره...

بسپارش به آب

کاش کسی بیاید و دست ِ این روزهای خیالی را بگیرد و از روزهای من دورشان کند...

زیر سایه های خیال
پرواز زیباتر است

pastel 1390/09/05 ساعت 18:03 http://hb-20.blogfa.com

نمی دونم چرا! برا خودمم عجیب بود!
و نمیدونم چرا من باز همون تصورُ دارم !!!
به هر حال ممنون"


:)

با انعکاس حضورت می‌شود...
نمیدانم...
ولی هنوز آدم های خیالی ذهن من در آن خیابان‌های رنگ پریده راه میروند
و یکیشان همیشه مرا به آن کافه‌ی همیشگی دعوت میکند تا به حساب من با هم غصه بخوریم../

آدمهای بی نگاه
سکوت های بی ترانه

انگار خیلی وقت است که نیستی...

آره مشکل اینترنتی داشتم

در خیالی هنوز؟بیدار شو...

چشم

خیال که هیچ
آدم های زندگی من
همه مرده اند ..

با زنده ها
همان قدر خوب باش

در سومین سالمرگ
روزهای تنهایی
دستانم را بگیر
تا با هم از آتش بگذریم ..

مبارک باشه

آسپرین 1390/09/12 ساعت 23:47 http://asperin2.blogfa.com

کجا رفتی ... از لا به لای کافه های شبها؟....

هر رفتنی را هم آمدنیست

حسین 1390/09/14 ساعت 11:44 http://ho3yn.ir

زیبا بود خیلی ;)

ممنونم

محیا 1390/09/16 ساعت 12:07 http://darjaryan.blogfa.com

و ما که فقط
به خیال زنده ایم
خیال می کنیم زنده ایم!!!!

زنده ایم

پری کاتب 1390/09/19 ساعت 05:32

hei refighjan
kojaee?negaranetam

هستیم چشم

باش

شما هم فبها

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد