در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

the pendulum

حیف بود، تمام لحظه های آمدن تو. که سرشار میشدم، با تمام سایه روشن های امتداد خیابانی که هر روز به مرگ نزدیک تر میشد. هر روز پیرتر میشد. بی هیچ وقفه ای، انگار ذهن ماشینی که روی انزوای ساعت های مدام، ... حالا، همیشه یک پرنده تنها، پشت پنجره آرام می گیرد. و بال می زند، انقدر که دانه های برف را می توانم از زیر بالهای سفیدش ببینم. که بی قرار، بی مقصد رها می شوند در فضای خالی چشم هام. و نورها می بارند، از کنج حقیقتی بی انتها. از کنج خیالی که سالهاست آدمهایش را به جنون می کشد. و آرام می گیرد کنار نفس های پیدای این هوای سرد، انگار نه انگار باید سالها در پی آرامش از این درخت به آن درخت پرواز کند. و بوی تو را می گیرد هر بار، تمام فضای این رویای ناتمام. می دانم که می بینی. می فهمم که آرام گرفته ای. فقط نمی دانم چرا اشک هام باور را از یاد برده اند. حالا دیگر چه تفاوتی خواهد داشت، خوب باشم یا بد، بخندم یا در انتهای هستی کز کنم گوشه ای و بی هیچ اختیاری تا تمام فرداهای نیامده از باقی عمرم را گریسته باشم. بخوابم و در انتهای پیدایش برگ ها، حجم ها و رودخانه ها ... صدای ترانه ای غریب می دهد بال زدن های پرنده ای سفید، بوی فرشته می آید. و هدیه های زیاد. انقدر که تا ابد در بهشت باشی. انقدر که تا ابد در انتظار فردا باشی. می دانم که می بینی. می فهمم که آرام گرفته ای.

نظرات 11 + ارسال نظر
سنا 1390/10/01 ساعت 01:09 http://write-4you.blogfa.com

... !
حرفی نیست ...!
اینجا تنها باید خواند!
به یادت هستم دوست من!

متشکرم ازت

حیف بود نمی گفتم که خوندمش
تصدقت رفیق نازک برگ ها ..

قربان تو

هیچ وقت بوی فرشته را دوست نداشتم...

حرف آدم نیست
حرف یک زمان تازه است

سیمین 1390/10/02 ساعت 22:55 http://nazesimin.blogfa.com

عجب!

دوست دارم نوشته هایت را... برای کبوتران خسته دان ریختنت را... بودنت را...ماندنت را

این بود عشق ما

حیف بود که تمام شد..
. .

نترس
هنوز زندگی هست
آدم هست
دیوار هست

محیا 1390/10/03 ساعت 14:39 http://darjaryan.blogfa.com/

زیبا بود!

ممنونم

درود بر شما ...
شاخه گلی سرخ تقدیمتان...

این، تکلیف ما با خدای شما
مرسی عزیز

افسوس که حرام شدی....افسوس که آن پرنده پرید....

پرواز را به خاطر بسپار

اما من عاشق بوی فرشته هام.........

بی بال های تو از سر عاشقی پروانه ها نمی شود گذشت

برگشتن بهانه نمی خواهد ...
پنجره که باز شود ... باد تو را میکشاند !

مگر سنگ باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد