در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

بی هو ده

خیالی، سرنوشت آهسته نفس ها را می بیند، من شکسته ام در انزوای رویای تو، خط خطی می شوم با مرگ، از من دوباره تو روییده می شود، من، خیالی، سرنوشت می میرد، ...
نظرات 5 + ارسال نظر
گلارهـ 1391/01/16 ساعت 00:31 http://g-elareh.blogfa.com

نا تمام بودن این جمله ی آخر .. دارد آزارم می دهد .. بدجوری ..

خواب دیدم زنده ام هنوز؛
حرف می زنم
می خندم ...

مـیــرا 1391/01/16 ساعت 01:47 http://miira.blogsky.com

سرنوشت می‌میرد و من هنوز.. شکسته‌ام در انزوای رویایت

شکسته در انزوای رویا
گاه می میرد، گاه به شوق تو زنده است
یعنی بی سامان می گذری از خیال دلم

pastel 1391/01/16 ساعت 12:36 http://hb-20.blogfa.com

آرام آرام!
شد تمامی ام
مثلِ خرامیدن یک حس، در حصارِ بودن!

حصار بودن
پر شدن

دیدنی ها به شوق زنده اند
ندیدنی ها فراموش می شوند

نیاز 1391/01/16 ساعت 20:13 http://niyaz-banoo.blogfa.com

و من خیالی بیش نیستم و سرنوشت شاید خوابست

من خیالم خوابم سرنوشتم
همه چیز سایه است

نیاز 1391/01/17 ساعت 11:25 http://niyaz-banoo.blogfa.com

من خودم رنگ سایه ام!

چه بهتر اصلا

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد