در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

نامه های سیاه

برای تو ای تنهاترین من

انقدر خیره به انگشتانم خواهم بود

تا خطی از تمام خیال های نگفته آدمها برخیزد

برای تو ای جشن بیکران من

نظرات 10 + ارسال نظر
زریر 1391/02/27 ساعت 13:09 http://saansiz.ir

کجایی داداش؟!

مهسا 1391/02/28 ساعت 20:53 http://akharin-pok.blogfa.com

انگارک به نظاره مینشینی مرگ خودت رابین دیده هایت...دیده هایت//

تنهاترین من! چه واژه ای!

بانو 1391/02/29 ساعت 02:33 http://kunje-denj.blogfa.com

به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست

ای که خوشبختی پس از تو گم شدو به قصه پیوست

نقشی از تمام خیال‌های نگفته‌ی آدم‌ها روی رد نگاهت..
و هیچ کس حتی نفهمه چی بود که گذشت..

absolution 1391/03/02 ساعت 19:04

و در این جشن باران خواهیم شد...

حباب 1391/03/04 ساعت 10:47 http://http:/

باید کافی باشد

خیلی زیباست

عالیست لذت بردم

ای بیکران من ... کلمه ی زیباست و پرمعنا .....

مهراد 1391/04/10 ساعت 18:18 http://tanhayaam.blogfa.com

درود
دنبال کردن درونیاتت لذت بخشه
لذتی از جنسه....!
موفق باشی
همیشه دنبالتم

سیاه 1391/04/26 ساعت 14:35 http://3feed.blogfa.com

آه ای بیکران من...بیکران من... که بیکران گفتنم را به خویش برنتابیدی....
حال که کران هایت درهم نوردیده بود، ازل را و ابد را...

کاش آنچه در ذهن ما بود واقعیت میداشت...کاش...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد