در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

قلب یک داستان پاره پاره

و چقدر عجیب خواهد بود. که تو شرلی لستر باشی و صدای پیانیست آماتور از خانه همسایه به گوش برسد. " و برای همین است که من هیچ وقت یکی از آن داستان های پسره با دختره آشنا می شود برای کالی یرز ننوشتم. "

نظرات 1 + ارسال نظر

علاقه مندم کسی‌ نوشته‌هایم را بخواند! خوشحال میشم که اون شخص شما باشید ...
webetoon ziba bood

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد