در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

-

حالا دیگر، مانده ام و خوابی که هیچ گاه رهایم نخواهد کرد

نظرات 3 + ارسال نظر
بانو 1391/05/17 ساعت 00:04 http://kunje-denj.blogfa.com

امشب چقد بده حالم!

هی حالا رئا؟؟!!

حالا رئا، ...

MisspInk 1391/05/21 ساعت 03:45 http://misspink,blogfa.com

خوابی که واقعا خواب باشه خوبِ.. باعث می شه فِک نکنی..

خوابیدن خیلی غم انگیزه. خواب آدما رو از هم جدا می کنه. حتی وقتی هم که با همدیگه ‌خوابیده باشین، تو کاملاً تنها هستی

ژان لوک گدار

یه جورایی این طوری شدیم مام

MisspInk 1391/05/21 ساعت 14:27 http://misspink.blogfa.com

خیلی وقتا بیدار بودن و دیدن بیش تر درد داره، حداقلش اینِکه وقتی خوابی اون طوری که تو بیداری می فهمیش تو خواب نمی فهمیش.. می فهمی چی می گم؟
البته اگه کابوس نشن و تو خواب نیان سراغِت!
اصلن از این خوابی هم که می گم نمی خوام چیزِ دیگه ای برداشت کنیا، همین خوابی که هر شب باید کردش رو می گم.. من یه زمانی هیچی و از خودم واسه ی خوابِ بیشتر دریغ نمی کردم، حتی دوغ! جدی می گم!
وقتی خوابی دردا کم ترن!

من از خواب می ترسم اما
می ترسم همه چی رو از دست داده باشم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد