در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

دلتنگی فوبیا

ماها، تشنه اون دلتنگی تموم شدنیم. و گرنه کسی که می خواد دیگه نباشه خداحافظی نمی کنه؛ گدایی می کنیم حالا، برای همه اون خلاء ها که زندگی رو پر کردن. چیزایی که هیچ وقت نبودن

نظرات 17 + ارسال نظر
{{*!*}} 1391/05/17 ساعت 16:32 http://diaareyaar.blogfa.com/

فراتر از گدایی...می افتیم به دست و پای ِ خواستنی های نرسیده...خواستنی های کال...

چرا هیچ وقت نمی رسم

گلاره 1391/05/17 ساعت 18:34 http://g-elareh.blogfa.com/

از این نوشته هایی ک آدم می ترسد بنویسد و می ترسد بخواند و می ترسد کسی بفهمد .. هوم.

دروغ چرا،
ترسیده بودم ...

دومان 1391/05/17 ساعت 18:46 http://www.jaride.blogfa.com

هر چند با حرف من متفاوتهُ ولی حسی که به من میده مثل همون حسیه که وقت نوشتن اون پست داشتم
مرسی

همین چیزا خیلی ارزشمند تره

رئا چقدر خوب گفتی ک کسی ک می خواد دیگه نباشه خداحافظ نمی کنه ..
آره ...

شما خوب دیدیش

نبودن ...نه نبودن

دردامون بعضی وقتا مشترکن

هانیه 1391/05/18 ساعت 01:04 http://gamaj.blogsky.com

ماها همه گداییم . . .

وقتی همه گیر میشه برمیگردیم میگیم این اصلا بد نیستا!
بده، بد

درسته ..

ارادت

دوست تازه ام. صدای قدمهات آروم و روشنه.
این جا حس خوبی دارم.
و
این خلا
خلایی که زندگی رو پر کرده!
خالی که میشی تازه جا باز میشه برای اون چیزایی که دوستشون داری. چه قدر این حس خالی بودن رو دوست دارم.

این شاید عجیب ترین کامنت و امیدوار کننده ترین حرفی باشه که می شنوم. هرگز فکر نمی کردم صدای قدم هام روشن باشه و این خوشحالم می کنه. و خلا، و خالی بودن، من سنگینم. و سخته خالی شدنش برام. کاش مثل تو بودم.

تلخند 1391/05/18 ساعت 03:19

سلام
مطالب وبلاگتون رو نگاه کردم اما نه دقیق. بعضی از پست هاتون خوب بود.
امیدوارم شاد باشید و موفق.

به هر حال لطف کردی
خوشحال شدم

ادما خودشونو بند میکنن به درد . چراشو نمیدونم ...

عاشق این صدای یاسمینم :)

فراموشی همه این دردها راه حله؟
من اینو نمی خوام

... :)

گلاره 1391/05/18 ساعت 09:52 http://g-elareh.blogfa.com

آدم باید خودش را در اغوش بگیرد .. این روزها.

دلم خیلی می خواد
خودم که نیست

[ بدون نام ] 1391/05/18 ساعت 13:17

خیلی حقیقت داشت انگاری ...

رها 1391/05/18 ساعت 13:18 http://rainynight4.blogfa.com/

خیلی حقیقت داشت انگاری ...

دلم گرفته از حقیقتش

هانیه 1391/05/18 ساعت 14:09 http://gamaj.blogsky.com

معلومه که بده . . .

پس چرا تموم نمیشه

چه ساده آمدی و چه مرا بی تکلف به خود ات خواندی ... کاش می فهمیدم معنی نامت را که زیبا می نشیند در کلمه ...

شاید نام یکی از ماه های کیوان
شاید رئالی که نیست
شاید یکی از خدایان خورشید

و یقینا هیچ کدوم
یقینا یعنی منی که نیستم
یعنی نقاب آخری که روی چشم هام خواهد بود

الهام 1391/05/18 ساعت 16:10 http://elhamtarin.blogfa.com


گاهی با تمام ترانه ها هم شاعر بی ترانه پر می کشد

و دیگر اینکه
تمام گفتنی ها را شما به نیکی خواندی

سپاس
و درود بر رئـــا

رئا، آخرین نقاب ساده من،
چقدر دلم برای تو تنگ شده بود

...
جهانی میشدم اگر ...
متشکرم از حضورت

اگرها و کاش ها و ... فقط محدودیت بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد