در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

چراییش مال خودت

خسته شدم ازت، از اینکه هنوز نمی دونی کجام. 

هیچ وقت فکرشم نمی کردم 

که مرداد، بد ترین ماه زندگیم بشه

نظرات 11 + ارسال نظر
گلاره 1391/05/18 ساعت 16:08 http://g-elareh.blogfa.com

این تیر هایی ک مرداد می کشد ..

شبیه سرنوشت شدیم

الهام 1391/05/18 ساعت 16:28 http://elhamtarin.blogfa.com

نمی گویم حتمن اما
تاریخ ظلم کم نکرده بر مرداد
کمی بیشتر باهاش مدارا کنیم
بیاد آن مرد بزرگ و رهایی بخش
دکتر مصدق را می گویم رئــــا جان

مرداد چی
کی با من مدارا می کنه؟
این یکی فقط مال من بود

من این روزها از هر لحظه اش انتظار هر اتفاقی می کشم .
هراتفاق بدی ..

عادی شده دیگه همه ش

هر ماه...
هر روز...
هر...
با بدترین ها بهترین رویاها مانده اند!!

رویاها ... به درک
دلم واقعیت می خواهد

سیاه 1391/05/18 ساعت 23:14 http://3feed.blogfa.com/

...چونکه مرداد، گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است...

شاید، خیلی بی رحمه

سلام عزیر از پیوندهات فهمیدم که کوریون رومیشناختی تو میدونی کجاست..؟اتفاقی که براش نیافتاده..؟ مدتهاست که نگرانشم...

چند وقت پیش دیدمش،
سالم بود.
فقط وبلاگش و صفحه فیس بوکش رو بست.
بهش میگم

لعنت به نبودنت ک برایم از هر بودنی عینی تر است

درگیر شدم با دلتنگیش
با مخاطبی که نیست

من از تابستان می ترسم.. نه فقط از مرداد.. انقدر که کوبیده بهم ........ من تابستان ها را چشم بسته زندگی میکنم رئا ..

شاید بهتر همین باشه
چشم بسته زندگی کردن
با درون نسبتا رشد کرده در حال انفجار مریض چیکار کنم

:)

این اتفاق ها ...

سپاس برای مهربانی‌ات.

همه حرف ها را خودت گفته بودی

نلما 1391/05/20 ساعت 18:36 http://nelmagray.blogfa.com

تیغ تب دار تابستان
همه چیز را به آسانی میشکافد
بریدگی بی نقصی که هیچ جانداری تاب عفونی کردنش را ندارد.

نمی دانم یک اتفاق
چرا باید این همه داغ باشد

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد