در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

نیم دیگر ما پوچ

دنیای من و نوشته هام از هم جدان، همیشه فقط نیمی از ما حرف میزنه

نظرات 9 + ارسال نظر

تا حالا اینجوری بهش فکر نکرده بودم!
اما من نمیدونم آیا جدام
یا متصل

واقعیت اینه که ما هم خودمون نمی دونیم زیاد
میگم حساب نوشته هام از خودم جداست

گلاره 1391/05/22 ساعت 04:36

نیمه دیگه همون بغض هایی بود ک تو تاریکی گم شدن ...

همونی که دیگه واقعا هیچ کس ندید

مال منم جداست فک کنم . شاید چون خیلی حرفا رو نمیشه زد , دنیای نوشته ها رو میسازیم .

من اگه میشد بشناسمش،
می گفتم

همون نیمی ک زیر آب داره خفه میشه .

چرا سختش کنیم اصلن
زیر آب چرا

(به من مربوط نیستا
... خیلی دارم کلنجار میرم بگم نگم

این رضا کاظمی فهم داشت شاعر نمیشد
زور که نیست!)

متوجه نشدم منظور شما رو؟!

از رضا کاظمی و شعرهای مسخره اش متنفرم !

اگه خوب بشناسیم اون نیمه دیگه رو
شاید هممون دچار ی سکوت مطلق شیم!
کسی چ می دونه...

اتفاقا انقدر می خوام حرف بزنم تا برسم به همون مطلق

ادیدی 1391/05/22 ساعت 16:53

همه ی حرف سر اون نیمی ٍ ک حرف میزنه
ک هیچ وقت کامل نمی گه
نمی تونه ک بگه

آره خوب / چون نیستش بقیه ش

بانو 1391/05/23 ساعت 19:17 http://kunje-denj.blogfa.com

هیچ می شیم پوچ میشیم بازم هیچی نمیگیم...

اگه دنیامون یکی بود با نوشته هامون خوب پس چرا مینویسیم؟

اگه نیست چرا؟

بانو 1391/05/28 ساعت 01:38 http://kunje-denj.blogfa.com

میخوایم تفاوتش رو نشون بدیم چون!

بله چون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد