در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

دیگر کدام مرگ باشی تو

دنیا، تازه آخر موهای خرمایی ت شروع میشه

نظرات 23 + ارسال نظر

یکی هم میگفت عشق رو بیخیال ، میخوام لای موهات بمیرم ...

حرفم مال مردن کسی بود
که دائم باور کردتش
گرچه از نگاه من زندگی هنوز خیلی کوچک تره ازش

:) قرار نبود انقدر بگم

بى با 1391/05/25 ساعت 02:42 http://tanhabiba.blogfa.com

یه اهنگى هست : موهاى خرماییت دستاى مردادیت :)))
منم موهام خرمایى :))
فک کنم باید از اول بخونمتون ... تا بفهمم ...جور خاصى که من دوست دارم مینویسین ...مثل دوستم آزاد ...

از خودمون شروع کنیم ... تا بفهمیم

گلاره 1391/05/25 ساعت 04:54

باور کن این دنیا نه شروع میشه .. نه تموممیشه ... این ماییم ک ته موها و دست ها و ...

باور نمی کنم گلاره
من به خودم سر ساعت 2:10 نیمه شب ایمان دارم

آوین 1391/05/25 ساعت 05:45 http://www.aviinn.blogfa.com

سلام :)

به خانه ام آمده بودید . آمدم بازدید پس بدهم و اینکه سپاس بابتِ کامنتتان .
مانا باشید .

خوشحال شدم زیاد

آفرین.

متشکرم

یونا 1391/05/25 ساعت 11:30 http://yona-alp.blogfa.com

روایت روزگارم ، مثل ِ گیسوان توست ...
آشفته است ، پیچ می خورد مدام .....

آشفته / پیچ می خورد مدام

MisspInk 1391/05/25 ساعت 13:21 http://misspink.blogfa.com

چه آروم..

:)

{{*!*}} 1391/05/25 ساعت 13:49 http://diaareyaar.blogfa.com/

دلم می خواهد چشم های دنیا را از حدقهـ در بیاورم

این فراره

: )

fallen 1391/05/25 ساعت 15:00 http://falllen.blogfa.com

همونجا هم تموم..

...

عنوانت در کنار این نوشته یک نوع تضادی در آدم ایجاد می کرد .. یک نوع شادی ٍ غمگین .
مرگ و شروع ... دوستش داشتم .

یک نوعی از همان چیزی که واقعیت دارد

ادیدی 1391/05/25 ساعت 16:21

من بیشتر از نوشته ات عاشق آگاهی ات شدم.

آگاهی،
یعنی واقعن؟

خیلی باعث افتخاره ولی نه، ما زیاد نیستیم

و آغاز بهشت در گرمای تنی ک از سرما به تو می خزد

آره لابد دیگه

مرسی راوی عزیز

شاهد 1391/05/25 ساعت 21:55 http://fade.blogsky.com

از این بهتر نمیشه :]

کی ؟
نوشتم ؟

بهتر که چرا نشه

این موهای خرمایی...وقتی آغاز دنیایت شود...اگر یک زمانی برود..دوست من...دردش...دردش....دردش....

نیامده حتی،
که برود

دردش ... دردش ... دردش ... هست عزیزم

حسش: ب شیرینی رطب

خوشحالم
با تمام وجود

آخ آخ آخ ... از این که نوشتیش .

بخندم ... تلخه
گریه کنم ... مسخره است

نوا 1391/05/26 ساعت 01:43 http://cementt.persianblog.ir/

خب می دونی یه حس شاعرانه ی بکر داره که نمیشه ازش چشم برداشت.

حرف های ما
خیلی شبیه ماست
شبیه نوا
که می خواندش
و دوستش دارد

Nasrin ice 1391/05/26 ساعت 13:19 http://buzkimi.blogfa.com

جمعه روز قدس نیست...جمعه هفتم زیر خاک ماندگان آذربایجان است. . .

چشم

Nasrin ice 1391/05/26 ساعت 13:21 http://buzkimi.blogfa.com

"چقدر سنگین است، سایه خودم. چقدر با حسرت راه می رود. چقدر درد کشیده است، تا همینجایی که می رسم به آخر دوست داشتنت. به آخر دست های تو."

+ محشر !

مرسی واقعا مرسی

بانو 1391/05/28 ساعت 01:46 http://kunje-denj.blogfa.com

چه شرین بود عاشقانه ات...

تلخ و شیرین البته!

:)

... 1391/05/28 ساعت 17:15 http://successking.blogfa.com

جهان چیزی شبیه موهای توست!‏
سیاه و سرکش و پیچیده!‏
خیال کن چه بی بختم من
که به نسیمی حتی
جهانم آشوب میشود...

کامران رسول زاده

عالی بود رفیق

دختری که سلام نمیکنه 1391/06/06 ساعت 22:54

کوریونیسم ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد