در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

فعلن تا بعد، هستم

به کودکانه ترین خواب های توی تنت ...
نظرات 25 + ارسال نظر
fallen 1391/05/29 ساعت 02:42 http://falllen.blogfa.com

چه خوب که دوباره گذاشتیش..

بى با 1391/05/29 ساعت 03:18 http://tanhabiba.blogfa.com

همونقدر آروم ... همونقدر پر از رویا !!! همونقدر بیفکر راجب هرچیزى و ...
به کودکانه ترین خواب هاى توى تنت ..
به دلم نشست !!

...
:
کاش تمام نشود !

ادیدی 1391/05/29 ساعت 05:07

کودکانه ترین.....

در این وبلاگ قصد آموزش زبان فرانسه از سطح مبتدی را دارم.
امید است افرادی که علاقه مند هستند از مطالب این وبلاگ استفاده ی مناسب را داشته باشند.

لازم به ذکر است به هر گونه سوال در رابطه با آموزش های داده شده،زبان فرانسه و همچنین هرگونه راهنمایی در رابطه با یادگیری زبان فرانسه را - در حد دانسته هایم- پاسخ خواهم گفت.

*** درس جدید : شنبه هر هفته ***
درس اول - حروف الفبای زبان فرانسه و تلفظ آنها

بانو 1391/05/30 ساعت 11:25 http://kunje-denj.blogfa.com

قسم که رویایت قابل تعبیر نیست....

پس چرا من هی فکر می کنم نیستی ؟ حتی تا بعد . .

samane 1391/05/30 ساعت 21:55 http://samaata.persianblog.ir

che aarameshi dare einja.............................

بانو 1391/05/31 ساعت 01:16 http://tameshki.blogsky.com

مثل یک لحظه ی شوق در نگاهــــم !

معصومانه ترین ..

رها 1391/05/31 ساعت 14:50 http://rainynight4.blogfa.com/

به رویایش گرفتارم ...

چه قدر لطیف و ظریف
این پست های کوتاهت بعضی اوقات آدمو غافلگیر می کنه.
دوستشون دارم.

دلم تنگ است..برای یک خواب کودکانه در آغوش کسی...دلم تنگ است...

آهای کجایی رئا ؟
توی تن ِ کودکانه کدام خواب رفتی ک حتی سایه های کوتاه خیالت هم بر دیوار اینجا نمی افتد ؟
بیا و باز از سایه ها تصویر بکش ، قصه بساز .

اکوئل 1391/06/01 ساعت 00:13 http://www.aquel.blogfa.com

چه خواب نازی .... کاش می خوابیدم
کاش می خوابیدم!

این خواب های کودکانه...
کودکانه ها هم گاهی کابوس دارن

این حجمله بوی نبودن می ده

از کجا شروع کنم؟

- از ب بسم الله!

- از اول مال من نبودی..

- :|



نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است

به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم

که سرنوشت درختان باغ من تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت

به عشق بازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حس جنون

به بچه ای که توئم در میان جاری خون

به آخرین فریادی که توی حنجره است

صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره

به خوردن دمپایی بر آخرین حشره

به هرگزت که سوالی شدو نوشت کدام؟

به دستهای تو در آخرین تشنج هام

به گریه کردن یک مرد آنور گوشی

به شعر خواندن تا صبح بی هم آغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من

به فیلم های ندیده به مبل خالی من

به لذت رویایت که بر تن کفی ام

به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط شعرهایی از سعدی

به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به این همه که در سرم مدام شده

قسم به من به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعر های خط خطی ام

دوباره برمی گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزه ام در گوشَت

دوباره برمی گردم به امن آغوشت

به آخرین رویامان به قبل کابوسم

دوباره برمی گردم به آخرین بوسه

قاصدکی که فوت شد 1391/06/03 ساعت 20:37

اوهوی برگرد دیگه! کجایی؟؟؟؟

{{*!*}} 1391/06/04 ساعت 01:17 http://diaareyaar.blogfa.com/

دچارمــــــ به این کودکانگی ها...

درود

گُه به دنیا.. مگه نه؟!

تمام.

به عشق بازی من...

غر غرو 1391/06/05 ساعت 03:54

خوشت میاد نیستی همه میان میگن رئااااااااااااااااا کجایی پس؟؟؟؟؟؟
اصن شما وب نویسای مریض مرض دارید وایسید بیرون و این گود مجازی رو ببینید وقتی همه ی مخاطباتون دارن دادتون میزنن!!!! بیا خب دیگه وب نویس مریض!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد