در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

رویای واژگون

عادت ندارم شبیه مرگ باشم. لای این میله های کدر، زیستن یعنی خواب و من شده ام مرگ.

تنها، ...