در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

مرگ در ثانیه

یک .. دو .. بنگ!! 

و چشم هایم نظاره گر سرخی بی حد و مرز جنون شده بود ... 

سه .. 

او دیگر مرده بود!!