در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

سیاه شب

چه تلخ است آنگاه که چشمهایم را به پهنه این شب دراز می بندم و می دانم، 

سیاهی مطلق مرا در بر خواهد گرفت ... 

سکوت می کنم و انگار، هیچ اتفاقی نیفتاده است. 

کاش می توانستم ستاره ها را ببینم. 

... اینجا هوا گرفته و مغمون است!