در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

Silent Aquarium

با من بود، خیره میشدم به تصویر کوچک یک باغ بزرگ 

که خاطره ای از تمام رویاهای من باشد

تا تمام حرف ها، جنگ ها و آدم ها به پایان برسند