در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

دیشب، خواب بوده ام من

دلم می خواد، بمیرم، خفه شم یعنی، یعنی انقدر توی خمیر دندونم حل بشم که خفه شم، بمیرم از سفیدیش، از بوی نعناش. دلم می خواد غرق بشم، همین.