در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

مرا در آغوش اسب ها

و چشمان من، و خیال های تو، باران می بارد ... بی نگاه، بی دلیل