در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

تو در خواب من گم شدی، شبی که هزاران قاصدک درخت های بلند را در آغوش کشیده بودند، شبی که ماه می تابید هنوز. و دنیا شبیه سایه های دور، کمرنگ بود و مات. همیشه برگ های زرد، همیشه درختی گوشه تصویری خالی، زیباست، خیلی زیبا ... تو در خواب من گم شدی، زیباست، حالا تمام شب ها را بی دلیل بغض می کنم. بی دلیل ...