در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

در خواب سایه ها

روی شبهای زمستان، نورهای مات

رهایی در سقراط

تو باد باش
شعر می شوم
می رقصم لای انگشتان کهنه تو