-
دستهای مهربان تو را ...
1388/05/19 13:51
ای کاش ... فقط ای کاش باری دیگر همان جاده تنهایی من و غریب. دلم گرفته می زند! شاید این بار هم به خوابی دراز فرو رفته ام. شاید هنوز چشم های پروانه ها را از بالای ابرها می توانم احساس کنم. من غربت زده بی آشیانه را رها مکن. من ساده بی استخوان را به حال خودم وا مگذار ای ساده زیبایی. تو را خواهم دید. تو را در آستین تمام...
-
دور افتاده
1388/05/07 23:43
می بینی؟ این لحظه لحظه های دوستش دارم را ... اینجا افتاده ملول ناروا را که از شاخه های در هم انگور می ترسد. ساده است ... تمام حرف هایش را یکجا میان جای خالی شمع های نا شکفته پنهان می کند. چیزی کم است. گم است. دلتنگش شدم ... چه ساده دوریش شکنجه ام می دهد. چه دل غریبی دارد این صدای نوازش محزون. چه حال و هوای عجیبی است...
-
باران که می بارد ...
1388/03/21 12:56
باران که می بارد ... این نفس گرفته زمین سرد، این نقره فام خیابانها و سیاه و سپیدی در ازدحام تمامی خاطرات. خبر از روشنایی گرفته ای در پس تمام تصویرهای مات می دهد. من عاشقم ... عاشق ... رازقی را می فهمم، هبوطی در هوای گرفته پاییز را می فهمم. باران که می بارد ... و خدایی که روزهای ابری کسی، پشت حصار کتاب و مدرسه را می...
-
سایه
1388/03/07 00:20
... می دانم، کسی، پشت سایه سار چراغ و شمع و سکوت و کویر پنهان است. کسی به وسعت جای جای کلام خونین بار عشاق به راه های دور رفته و ... یاد سکوتی که پس از مرحم هجرانی یک شمع باقی می ماند. می دانم ... . حضور کسی مرا می خواند که نه هیچ خاطره ای از تمام خاطرات غربت ساده یک سپیدار تنها، نه هیچ رهگذری از تبار تنهایی شمع های...
-
وهم
1388/02/23 07:44
تاریک تاریکم ... بی تو نه بویی از عشق فهمیدم و نه رنگی از شراب متبرک ملعون، نه ساز قافیه های شور انگیز را ... و تو نمی بینی ... باز، مثل همان سال های دور، شعور زندگانی ام، فهم آبی هایم ... کور می شود!! ما باز همان آوارگان بی درمانیم. که روزها و لحظه ها را به بستر تاریک شب، دفن می کنیم. اینجا کجاست؟ نه همان دنیای تاریک...
-
سپیده دمان
1388/02/22 09:37
سپیده دمان، رقص شاعرانه اجسام، میان سیاه و سفید قاب خالی این دنیا ... میان خنکای غریب شرق ذهن دیوارها. سپیده دمان، و سوالی بی پرده که آیا باز، خورشید به نبرد این شب صاف، خیمه خواهد زد؟ سپیده دمان ... و کاش پرده تاریک ندیدن ها را به آغازی چنین بی رنگ، نمی دادم، هرگز ...